دوره پارلمانی که
امروز گشایش می یابد، بشارت دهنده فصل پارلمانی پرکاری خواهد بود. این دوره باید به
دستورکارطولانی و پربحثی درباره بودجه سال آینده، که نقاط ثقل آن مسائل امنیتی،
سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خواهد بود، رسیدگی کند.
باید مذاکراتی شایسته درباره گفتگوهائی که نخست وزیر، اهود اولمرت با رئیس تشکیلات
فلسطینی به عمل می آورد، انجام شود بویژه آنکه همایش صلحی که درپیش روست، ممکن است
دریچه ای روشن بروی توافق صلح بگشاید. حتی اگرافرادی هستند که ممکن است درمورد
توانائی فلسطینیها برای رسیدن به صلح ابراز تردید می کنند، نباید این تصورایجاد شود
که اسراییل درباره ضرورت رسیدن به صلح مردد است. من ایمان دارم که درمذاکرات درباره
لایحه بودجه، دولت و کنست توجه شایسته را به مسائل اجتماعی مبذول خواهند داشت، و با
مردم شهر «سدروت» و مناطق مسکونی غربی صحرای نگب (که هدف حملات راکتی شبه نظامیان
فلسطینی هستند) همبستگی ابراز خواهد شد. مسلم است که تلاش برای آزاد کردن سربازان
اسیرو ربوده شده ما ونیز سربازان ناپدید شده، و بازگرداندن آنان به مام میهن درصدر
تکاپوهای ماست واین موضوع صدرنشین نگرانیهای ما است.
با وجود این، نباید فراموش کرد که در دوره کنونی که جهان درآن قراردارد، واسراییل
بخشی از آن است، باید به روندهای جهانی که درحال شکل گرفتن است، رسیدگی کرد. درصدر
این مسائل بین المللی دو موضوع حساس و داغ می بینیم: نزدیک شدن جمهوری اسلامی ایران
به مبدل شدن به قدرت هسته ای و کوتاهتر شدن فاصله زمانی که ایران به چنین توانائی
برسد، و موضوع دوم، مساله گرمایش کره زمین است.
این دو موضوع برامنیت و زندگی مردم اسراییل اثرات فزاینده ای دارد.
خوشبختانه، اسراییل پتانسیل مثبت جهانی شدن را به یاری گرفته است، و بایاری کاهش
بودجه و جهش های تکنولوژی ، توانسته است به دستآوردهای چشم گیری درعرصه اقتصاد دست
یابد. برای نخستین بار، توازن پرداختهای ما مثبت است. شکوفائی اقتصادی درآمد سرانه
ملی را تا 50 درصد تنهد درمدت چند سال افزایش داده است. درآمد مردم دوبرابر شده
هرچند که توزیع درآمد ملی هنوز با پاره ای نارسائی روبروست و باید برای آن فکری
اساسی شود تا فقر ازاین سرزمین ریشه کن گردد.
اقتصاد جهانی که براساس علم و تکنولوژی است، به اسراییل امکان داده که از آشیانه
کوچک خود به پرواز درآید و به نقاط دور و نزدیک برسد؛ مشارکت درروند جهانی دراین
دوران مدرن، که مرزهای سیاسی کوتاهترمی شوند، فاصله ها دربرابر سرعت الکترونیکی
تسلیم می شوند، و مهاجرت انسانی از سرزمینهائی که با نیروی کار اضافی روبرو هستند
به سوی سرزمینهائی که کاراضافی ارائه می کنند، برتریهای این دوران است. این مهاجرت،
عقاید شناخته شده پیشین را یا باطل می کند و یا از قدرت آن می کاهد. از عقاید
شناخته شده و رنگ باخته ای سخن میگویم که زنان، و برخی انسانها را بخاطر رنگ پوست و
تبار آنان مورد تبعیض قرار می داد.
دراین دوران نیروی محرکه قطار اقتصادی شتابان تر از تانک نظامی است. و به موازات
دولتهای ملی که به قانون پای بند هستند و به ارتش و پلیس تکیه دارند، شرکتهای بزرگی
نضج گرفته اند که موجودیت آنها ناشی از نوآوریهای علمی، تکنولوژیک و براساس حسن نیت
است و این شرکتها از توانائی اقتصادی عظیمی برخوردارند.
این توانائی اقتصادی جهانی سابقه ندارد. درگذشته که چنین سابقه ای نبود. درهرحال
این توانائی متکی براندوخته های پیشین نیست و به گذشته بدهکاری ندارد. این توانائی
دربرابرخود آینده ای باز دارد، که غرق درکشفیات رموز طبیعت است، متکی به برپائی
سیستمهای مدرن است و با ایجاد سازو کارهای سازمانی انقلابی می تواند گسترش یابد.
قدرت این توانائی اقتصادی دربه تصویرکشیدن آینده و آینده نگری است، نه براساس خاطره
های گذشته.
و آینده توانائی اقتصادی، جهان را ملزم می سازد که بر تولید انرژیهای جایگزین تمرکز
کند، و به تولید منابع آبی پاک و سنتز بین تکنولوژی برتر و تکنولوژی پاک بپردازد.
اقتصاد مدرن به همان اندازه که جهانی است، خودنگر نیز هست. استعداد شخصی امکان می
دهد که انسان امپراطوری اقتصادی برپا کند بدون آنکه ارتش و پلیس داشته باشد، و بدون
آنکه نیازمند به تسلط برمردمی دیگر یا سرزمینی غیر باشد.
ما به جهش های اقتصادی رسیده ایم، اما هنوز اوج آن دردست ما نیست.
هرسرزمینی تمایل داشت که چنین امکاناتی مانند شکوفائی اقتصادی، این حسن نیت، این
مسابقه سازنده واین همکاری را مجموعا درپناه خود بگیرد. اما دو موضوع براین تحولات
سایه سنگین افکنده اند:
یک- ترور جهانی
دوم- گرمایش کره زمین
این دو خطر، بالاتر از هرمخاطره استراتژیک هستند. این خطرات، تهدیدهای تاریخی
هستند. امنیت همه کشورها و زندگی همه مردم کشورها به خطر افتاده است.
درصدر دولتهائی که ترور را توسعه می دهند، آنرا با پول و سلاح تغذیه می کنند،
جمهوری اسلامی ایران به ریاست جمهوری احمدی نژاد قراردارد.
این سخن من ازروی شادمانی نیست. ما با ملت ایران دوران دیگری نیز داشتیم.
برای مثال، اعلامیه کوروش بزرگ پیش از 2500 سال قبل از اعلامیه بالفور صادرشد.
منشور کوروش بزرگ به یهودیان امکان داد به میهن خود بازگردند.
ولی به جای آن، احمدی نژاد امروزه از نسل کشی سخن می گوید، و او نمی تواند نیات خود
را با دروغهایش کتمان کند همانگونه که او هولوکاست را انکار می کند. او سرکوبگری را
که علیه ملت خود روا می دارد، انکار می کند. حقوق بشر مردم ایران به ظالمانه ترین
شیوه سرکوب می شود؛ از اعدامهای علنی گرفته، شامل اعدام جوانانی که به اتهام همجنس
گرائی بالای چوبه دار برده شده اند، تا سنگسار زنان، قطع عضو، زندانی کردن
روشنفکران، بستن روزنامه ها، ضربه زدن به اقلیتهای ملی؛ شامل تعقیب ظالمانه ای که
بویژه علیه بهائیان روا داشته می شود. او ترویج نفرت را زیر پر و بال خود گرفته و
تنفر میان ملتها و مذاهب را با فرهنگ خشونت جهاد گسترش می دهد. وهمه اینها درحالی
است که بیکاری و اعتیاد درایران روبه افزایش است.
حاکمیت کنونی ایران آشکارا از گسترش انقلاب اسلامی- به قرائت شیعه آن- سخن می گوید
و نه تنها خواهان صادرکردن این انقلاب به جهان اسلامی است بلکه می خواهد آنرا
درسراسر جهان حاکم کند.
این حاکمیت آشکارا زرادخانه موشکهای دوربرد می سازد، و درنهان، بمب اتم می سازد. چه
که ساختن موشکهای بسیاردوربرد اگر قادر به حمل کلاهک سلاحهای غیر متعارف نباشد،
فایده ای ندارد.
بی دلیل نبود که آیت الله صانعی (درآوریل 2006) گفت:"هیچ کسی حق ندارد به نام انرژی
هسته ای کشور را به کام مرگ و نیستی سوق دهد".
حاکمیت ایران حزب الله را برپا نگاه می دارد تا لبنان مستقل را شکست دهد و آنرا به
مهره ای دردست ایران تبدیل کند. رژیم ایران جهاد اسلامی را برپا کرده و نیز حماس را
تغذیه می کند تا روند صلحی را که میان اسراییل و فلسطینیها درحال شکل گیری است
ویران کند، و زیرآن، فتنه ای همه جانبه برپا نماید تا فلسطینیها را نیز به
خدمتکارانی برای اشتهای ایران مبدل کند به جای آنکه آنها به آینده خود فلسطینی خدمت
کنند.
شوربختانه، هستند عواملی که ادعا می کنند که با چنین حاکمیت خودکامه ای نیز باید
دیالوگ داشت! چمبرلن نیز هنگامی که بسوی مذاکره با هیتلر رفت، دستخوش این خطا شد، و
هنگامی که به لندن بازگشت، همانند یک قهرمان صلح مورد استقبال قرارگرفت؛ و بدین
ترتیب او ناخواسته به هیتلر برای پنهان کردن نیات واقعی اش مهلت داد و بازیچه ای
دردست او شد تا هیتلر بتواند اروپا را اشغال کند و نظم آلمانی را برای هزار سال
درآنجا اعمال کند، و بتواند اردوگاههای مرگ و نابودی انسانها را برپا کند، و به
اروپائیها، روسها، و درصدر همه آنها به یهودیان ظلم کند و آنها را مورد حمله
قراردهد. جهان به تمامی برای این خطائی که کرد و نورهیتلر فریبکار چشمش را دچار
خطای دید کرده بود، بهائی بسیار سنگین را که خون انسانها بود، پرداخت. خطا درتعللی
بود که درخواندن صریح دروغ بزرگ دست داده بود.
این روزها دانشگاه کلمبیا نیزدستخوش خطا شد، و نتوانست تفاوت روشن میان آزادی علمی
را با دروغ سازماندهی شده، تشخیص دهد. دانشگاه کلمبیا باید به شیوه خود بازگردد و
بنام آزادی علمی، یک سخنگوی اسراییلی را دعوت کند تا او همه حقیقت را به گوش مردم
ایران برساند.
احمدی نژاد درسخنان خود حقیقت را تحریف کرد؛ هم حقیقت امروز را و هم حقیقت تاریخی
را.
برای مثال، او مدعی است که یهودیان به حساب فلسطینیها به سرزمین اسراییل بازگشته
اند. او این حقیقت را نادیده می گیرد که یهودیان پیش از اعراب دراین سرزمین زندگی
کرده اند و یهودیان به زور ازاین سرزمین رانده شدند.
آیا حق تاریخی 14 قرن برتر از حق تاریخی 21 قرن یهودیان است؟ آیا حق برتری برای کسی
است که دیرتر به این سرزمین آمده است؟
اگر جمهوری اسلامی ایران به جنگ افزارهسته ای برسد، امکان دارد که تسلیحات اتمی در
دسترس تروریستها قرارگیرد – مگر نه این است که رژیم ایران امروز مرکز ترور جهانی
است؟ جهان، به تمامی، به کام هرج و مرج خواهد رفت.
دانشگاه هاروارد درهمین روزها گزارش سالیانه خود را درباره خطرات هسته ای منتشر
کرده است. براساس این گزارش، از یکسو سیستمهای مقابله با زرادخانه های هسته ای
افزایش یافته است. ولی از دیگر سو، قطعات جنگ افزار اتمی درصدها تاسیسات در40 کشوری
که درشوق رسیدن به بمب هسته ای هستند، پراکنده شده اند. تروریستها قصد خود را برای
دستیابی به جنگ افزاراتمی- ولو از نوع ابتدائی آن- پنهان نمی کنند، و مترصد رسیدن
به قطعات پراکنده بمبهائی هستند که بدون نظارت دربخشهای گسترده ای ازجهان وجود
دارد.
باید به سرعت دروغهای حاکمیت ایران را برملا و خنثی کرد.
این دروغها درنادرستی خود آن چنان آشکار هستند که به خودی خود، ازقدرت نابودی
برخوردارند.
برای مثال، دروغ شرم آور این است که درایران همجنس گرا وجود ندارد. یا این دروغ که
زن ایرانی از تساوی حقوق برخورداراست، و نیز این دروغ که مردم ایران از حقوق
شهروندی بهره مند هستند. تنها دریکسال اخیر، 527255 زن به این اتهام که لباس آنها
به اندازه مورد نظر رژیم فروتنانه نبوده، بازداشت شده اند. دو زن با سنگ درملا عام
سنگسار شده اند. 250 اعدام درمیادین شهرها دربرابر چشم مردم صورت گرفته است. دهها
نفراز رهبران دانشجویان زندانی شده اند، 44 روزنامه بسته شده اند، دفاتر سازمانهای
دانشجویان غیر قانونی اعلام شده اند. و پیش ازآن نیز به خاطر داریم که حکم اعدام
سلمان رشدی را صادر کردند، زیرا او کتابی نوشته بود که به چشم حاکمان خوش نمی آمد.
و دروغ بزرگتر ازهمه درسخنان احمدی نژاد این است که ایران درپی دستیابی به بمب هسته
ای نیست. همه سازمانهای اطلاعاتی جهان بدون هیچ تردیدی کاملا اطمینان یافته اند که
ایران با حرارت و شتابان برای رسیدن به بمب اتمی فعالیت می کند. ایران سرمایه ای
کلان را درتاسیس کوره های اتمی و پایگاهها و سانتریفیوژها به خدمت گرفته است. نه به
این خاطر که منابع کافی انرژی ندارد. همگان می دانند که ایران سرشار از نفت و گاز
است.
ولی باز، با بی آزرمی، احمدی نژاد ادعا می کند که حاکمیت ایران صلح خواه است- این
درحالی است که ایران را امروزه به کانون بزرگ ترور درجهان مبدل کرده اند، و این
رژیم شمار زیادی از تروریستها درسراسر کره خاکی را مورد حمایت تسلیحاتی و مالی
قرارمی دهد، و سپاه پاسداران را بر پا کرده اند که هدف آن، تقویت ترور و صادرکردن
ترور است.
احمدی نژاد تظاهر می کند که او می خواهد به حقیقت هولوکاست پی ببرد و درمورد آن
تحقیق کند. کسی که به سفرهای زیادی به جهان می رود، دشوار نیست اگر از کوره های
نابودی و آدم سوزی بازدید کند تا به چشم خود حقیقتی را که او منکر آن است، ببیند.
احمدی نژاد حملات راکتی از غزه به سوی هدفهای شهروندی دراسراییل را تصدیق می کند و
به اصطلاح اشغالگری را بهانه می آورد. ولی اسراییل کاملا از غزه بیرون رفته است. نه
تنها یک اسراییلی و یک سرباز اسراییلی درغزه نیست بلکه شهرکهای اسراییلی نشین درغزه
را نیز برچیدیم و از آن اثری نیست. و حماس راکتهائی را شلیک می کند که با کمک ایران
ساخته می شود تا صلح را مورد هدف قراردهد و راه را برای هیمنه و هژمونی رژیم ایران
درخاورمیانه هموار کند.
هدف دروغ آن است که با نابکاری نیات پلید حقیقی را لاپوشانی کند. من براین امیدم که
دروغ و کذب این به اصطلاح "رهبر"، نتواند پرده ای برچشمان جهان بکشد و حقیقت را
پنهان کند. و دیر یا زود، چرچیل نوینی یا چرچیل دسته جمعی جهانی برخیزد که جهان را
پیش ازآنکه دیرشود، نجات بخشد.
اسراییل باید و می تواند که راههای مقابله از خود را بیابد و آنرا بسازد؛ ازتجهیزات
منحرف کردن تا تجهیزات نوین بازدارنده، و به مثابه ساعت زمانی باشد که کوس بیداری
را به گوش تمامی جهان برساند و زنگ خطر را به صدا درآورد.
اسراییل این مهم را درحالی انجام خواهد داد که بی وقفه نیز تلاش برای صلح با
همسایگان خود را دنبال می کند؛ صلحی که براساس امنیت برای ما و آنها باشد و چه بهتر
که صلح تکیه به احترام متقابل و باور به کرامت انسانی داشته باشد.
برخی از تولید کنندگان نفت عوامل تغذیه ترورنیز هستند. وبخشی ازدرآمد نفتشان برای
تولید بمب، موشک و ترور هزینه می شود. نفت بزرگترین منبع آلودگی کره خاکی است. ترور
و آلودگی، خطراتی فزاینده برای هرانسانی دراین جهان است.
مبارزه با گرمایش زمین و مبارزه با ترور، سازماندهی تنها یک کشور نیستند و رسالت
ملی ما به تنهائی نیست. بلکه سازماندهی منطقه ای و جهانی را می طلبد. میزان آلودگی
با عوارض ملی سنجیده نمی شود. و نیز آب آلوده نیازی به دریافت روادید برای رخنه به
سرزمینی دیگر و عبور ازمرزها ندارد. هوای آلوده و ناپاک نیازمند مجوزکسی برای نفوذ
به هیچ سرزمینی نیست. ضربه به قدرت سرد کردن کره زمین دربرابر روند گرمایش
–درحالیکه خورشید نیز می تابد- خطری جدی برای تمامی بشریت است.
اسراییل نیز دربرابر این خطر مصونیت ندارد. ولی با وجود این، اسراییل می تواند
نمونه ای ازپیشگامی درمبارزه برای کنترل این خطر باشد. اسراییل به خاطر خود نیز که
شده، به انجام این مهم نیازدارد. دریای نمک (بحرالمیت) آب خود را ازدست می دهد و نا
شکیبا می شود. آبهای ناپاک، منابع مطهر آب را نیز به خطرمی افکنند و بخشهائی از
سرزمینهای حاصلخیز برای کشاورزی درمنطقه را تهدید می کنند و آنرا به بیابان مبدل می
نمایند. نه تنها قلب خاک آلوده می شود بلکه قلب و پیکره انسانها از آلودگیهای
فزاینده تهدید می شوند. وظیفه ما ایجاب می کند طبیعتی پاک و سلامت انسانی را تامین
کنیم. و باید مبتکرگامهائی درهمه عرصه های ملی و کشوری و زیست-محیطی درمنطقه و جهان
باشیم پیش ازآنکه مهلت ها را ازکف رها کنیم.
واگر چنین کنیم، سهم منحصربه فرد خود را درمقابله با این تهدیدات انجام داده ایم.
منحصر به فردبودن اسراییل دراین است که کشوری کوچک ولی سرشار از استعداد است. این
امر موتور محرکه اسراییل درتبدیل این سرزمین به کشوری صنعتی است و به آن امکان می
دهد که گرمخانه ای تحقیقاتی و تولیدی باشد که درنوع خود درجه اول است.
همین امروزه شرکتهای بزرگ جهانی دراسراییل سرمایه گذاری می کنند. زیرا آنها به خوبی
به این امر واقفند که اگر اسراییل از نظر جغرافیائی سرزمینی کوچک است اما سرعلمی آن
بزرگ است.
اسراییل بشارت اول دردادن پاسخ به ترور است. زیرا تروریستها اسراییل را نخستین هدف
خود قرارداده اند. تنها ازطریق برملا کردن دروغهائی که ترور برای خود هدف قرارداده،
نمی توان با ترور مبارزه کرد. باید تجهیزات مدرن و بسیارکوچکی ساخت که توانائی
مقابله با تروریستهای مهاجم را به مدافع بدهد.
همین امر درمورد محیط زیست نیز صادق است.
اسراییل که جزیره ای از ماشینهای درحال حرکت است و با خط قطار به "خارج ازکشور" وصل
نیست، می تواند نخستین کشوری باشد که ناوگان خودروهای خود را که تا حال براساس
بنزین درحرکت هستند، به اتومبیلهای برقی تبدیل کند. اسراییل هم اکنون برای تحقق این
هدف تلاش می کند.
اسراییل می تواند پیشآهنگ تولید انرژی جایگزین، بویژه درعرصه انرژی خورشیدی باشد. و
نیز اسراییل می تواند درپیشگامی دیگران درتولید آب از راههای جدید گام بردارد- (چه
که درگذشته نیز این امر را ثابت کرده است). اسراییل همچنین می تواند پیشگام پاک
کردن هوا از آلودگیها، از راههای مدرن باشد. اسراییل می تواند برای تامین این هدف،
پتانسیل خیره کننده ای از توانائی خود را درعرصه "نانو تکنولوژی"، و کوچک کردن
دستگاهها به کار گیرد و آنرا به شیوه به صرفه تری برای اقتصاد انجام دهد.
اگر اسراییل به جهان نشان دهد که از دلاوری شایسته به عنوان نمونه ای برای گیتی
برخورداراست و پیشآهنگی واقعی و وجودی حقیقی برای دیگران باشد، دانشمندانی را که
ترک سرزمین کرده اند، دوباره به سوی خود جلب خواهد کرد و سایر دانشمندان را نیز به
خویش جذب خواهد نمود. اهمیت نیروی جاذبه یک کار چالشگر، کمتراز سطح درآمد نیست.
وبنابراین، پا به پای مذاکرات سیاسی، که هم اینک جریان دارد، باید عرصه هائی را
برای بالابردن سطح زندگی همه مردم گشود. وباید صلح اقتصادی را به موازات صلح سیاسی
به همگان ارمغان داد. زیرا یکی از اینها بدون وجود دیگری پویائی ندارد، و هردو با
هم صلحی پایدار را تامین می کنند.
دنیای مدرن امروز و حقایق منطقه ای خطراتی دربرابر خود دارند که با مخاطرات و
ریسکهائی همراه است. اسراییل درتکاپوی متمدنانه اخلاقی، تلاش سیاسی، امنیتی،
اقتصادی و اجتماعی خود می تواند نورامیدی درظلمات باشد و مانع از بین رفتن افقهای
امید گردد. هرچند بزرگی درابعاد دشوار است اما می توان درارائه کیفیت شجاعانه عمل
کرد و درراه تامین امنیت و رسیدن به صلح با همگان آستین همت برآورد.
دیدگاه ما برتکیه به دیگران استوار نیست، بلکه ما به ماهیت و قدرت خود به یکسان
تکیه داریم.
|